حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 222

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

عقيده داشتند كه فقط ساسانيان مىتوانند به جاى هخامنشىها بنشينند جنگهاى خسرو پرويز با بيزانس اين جنگها از 603 تا 627 م . به طول انجاميد و كيفيّات آن‌چنين است در سلطنت مريس روابط دو دربار كاملا صميمانه بود ولي در 603 م . مريس را كشتند و پسر او بايران آمده به خسرو پرويز پناهنده گرديد و او بپاس حقوق امپراطور مقتول فكاس « 1 » را بامپراطورى نشناخت و بر اثر آن جنگ بين دولتين شروع شد خسرو با لشگرى جرّار وارد بين النهرين گرديده با بهره‌مندى پيشرفت و شهر دارا را محاصره كرده بعد از سه ماه گرفت ( 605 م . ) بعد آمد ( ديار بكر ) و ادس و حرّان و ساير استحكامات رومى را تسخير كرد پس از آن قشون ايران از فرات گذشته تا نزديكى بيروت امروزى تاخت از طرف ديگر اردوى ديگر ايران از طرف ارمنستان حمله به كاپادوكيّه برده فريكيّه و دو ولايت ديگر آسياى صغير را غارت كرد و در آسياى صغير بقدرى پيشرفت كه اهالى قسطنطنيّه مضطرب شدند اوضاع دولت بيزانس در اين زمان قرين هرج‌ومرج بود : فكاس نتوانست در مقابل فتوحات خسرو كارى كند و فشار ايرانيها باعث وحشت و اضطراب در ممالك روم شرقى شده بحرانى توليد كرد بر اثر اين وقايع هراكليوس كه در تاريخ ايران معروف به هرقل است از افريقا با كشتيهائى به قسطنطنيّه آمد و با همراهى مردم زمام امور را بدست گرفت ( 610 م . ) خسرو بجهانگيرى خود ادامه داد و در 611 به شامات تاخته انطاكيّه و دمشق را گرفت پس از آن بكمك 26 هزار يهودى بيت المقدّس را تسخير نموده صليب حضرت عيسي را بايران فرستاد اين فتوحات پىدرپى خسرو اثر غريبي در عالم آن روزى كرد بخصوص تصرّف بيت المقدّس و آوردن صليب كه در انظار عالم مسيحي چيزى مقدّس‌تر از آن نبود خسرو به اين فتوحات

--> ( 1 ) - PHOCAS